
این صفحه به بررسی مستند گستره تاریخی، مراکز سکونت و پراکندگی معاصر مازندرانیها و طبریها در ایران میپردازد. نامبردن از یک شهر یا ناحیه به معنای انتساب انحصاری آن به یک قوم نیست و سکونتگاههای یادشده غالباً چندزبانه و مختلطاند.
گستره جغرافیایی در ایران
مرز هویتی و زبانی. «مازندرانی» و «طبری» در بسیاری از متنها دو نام برای یک زبان و حوزه فرهنگیاند، اما کاربرد محلی آنها یکسان نیست: برخی گویشوران زبان خود را مازنی، مازرونی، تبری یا حتی «گِلِک» به معنای عامِ خزری مینامند. هویت استانیِ مازندرانی نیز الزاماً با گویشوریِ فعال برابر نیست، زیرا فارسی در نسلهای شهری گسترده شده است. در جهت عکس، گونههای نزدیک به طبری در دامنه جنوبی البرز و بیرون از استان مازندران هم ثبت شدهاند. پس مرز اداری استان، مرز تاریخی طبرستان و مرز زبان امروز سه خط متفاوتاند.
پهنهها و استانهای اصلی. کانون اصلی در جلگه و کوهپایههای جنوب دریای خزر، از غرب مازندران تا شرق استان و دامنههای البرز مرکزی است. در غرب، حوزه کلاردشت و کجور با گیلکی و فارسیِ نواحی قزوین و البرز تماس دارد؛ در شرق، گونههای مازندرانی به کتولی و گویشهای گرگانیِ گلستان میرسند؛ و در جنوب، درههای کوهستانی به شهمیرزادِ سمنان، طالقانِ البرز و قصرانِ تهران پیوندهای زبانی تاریخی نشان میدهند. این حاشیهها ناحیه گذارند و نباید همه گونههای آنها را بیچونوچرا «مازندرانی معیار» نامید.
شهرها و شهرستانهای مستند. رامسر، تنکابن، عباسآباد، کلاردشت، چالوس، نوشهر و نور در غرب؛ آمل، محمودآباد، فریدونکنار، بابلسر، بابل، قائمشهر، سوادکوه و جویبار در مرکز؛ و ساری، میاندورود، نکا، بهشهر و گلوگاه در شرق، کانونهای اصلیاند. پژوهش ایرانیکا، آمل، بابل، قائمشهر و ساری و پیرامونشان را برای «مازندرانیِ اصلی» مرجع میگیرد و کجوری را گونهای ساختاری مازندرانی اما با تفاوت محسوس معرفی میکند. رامسر و غرب تنکابن ناحیه تماس با گیلکیاند؛ گرگان و شهرهای غرب گلستان نیز بهسبب مهاجرت و تنوع بومی، یکزبان و یکهویت نیستند.
آبادیها و نواحی تاریخی. منابع زبانشناختی از کجور و روستاهای پیرامون آن، یوش در نور، کلارستاق و کلاردشت، لاریجان و چلاو در آمل، بندپی در بابل، دودانگه و چهاردانگه ساری و جلگه پازوار نزدیک بابلسر نام میبرند. این نامها به دلیل وجود پژوهش یا متن محلی آورده شدهاند و فهرست کامل روستاهای طبریزبان نیستند. در برخی نقاط مانند یوش، نام محلی «تاتی» نیز به کار رفته، اما پژوهش تطبیقی آن را در حوزه مازندرانی بررسی میکند؛ این نمونه نشان میدهد نامگذاری مردمی و طبقهبندی علمی همیشه یکی نیست.
پراکندگی شهری و هشدار. پیوند دیرینه راههای البرز با ری و تهران و موجهای جدید تحصیل، خدمات و بازار مسکن، حضور گسترده خانوادههای مازندرانی را در تهران، کرج، گرگان، سمنان و دیگر کلانشهرها پدید آورده است. با این حال، محل تولد استانی، زبان خانه و هویت خانوادگی سه شاخص جدا هستند و نمیتوان بدون پیمایش، محلهای را «طبری» دانست. این فهرست مرزبندی انحصاری نیست: سراسر مازندران و نواحی پیرامون سکونت مختلط دارند و فارسی، گیلکی، ترکی، کتولی، سمنانی و زبانهای دیگر در تماس با طبریاند.
منابع: ایرانیکا: زبان کجور؛ ایرانیکا: شعرهای طبری نیما؛ بورجیان: گویشهای گذار فارسی–طبری؛ دانشگاه آریزونا: زبان مازندرانی؛ اطلس زبانهای ایران.
