
این صفحه به بررسی مستند گستره تاریخی، مراکز سکونت و پراکندگی معاصر فارسها در ایران میپردازد. نامبردن از یک شهر یا ناحیه به معنای انتساب انحصاری آن به یک قوم نیست و سکونتگاههای یادشده غالباً چندزبانه و مختلطاند.
گستره جغرافیایی در ایران
مرز هویتی و زبانی. در کاربرد امروزی، «فارس» را نمیتوان بیواسطه با «همه فارسیزبانان»، «همه ساکنان استان فارس» یا «همه کسانی که فارسی زبان عمومیشان است» یکی گرفت. فارسی زبان رسمی و میانجی سراسر ایران است و بسیاری از شهروندانِ متعلق به جامعههای آذری، کرد، لر، عرب، بلوچ، گیلک، مازندرانی و دیگر گروهها نیز آن را زبان نخست یا دوم خود میدانند. از سوی دیگر، در استان فارس زبانها و هویتهای محلی متنوعی حضور دارند. بنابراین گستره فارسها بیش از آنکه مرزی اداری و یکپارچه داشته باشد، با پیوستارهای فارسیزبانِ شهری و روستایی و با خودشناسی خانوادگی و محلی توضیح داده میشود. ایرانیکا نیز در بررسی «مردمان ایران» میان طبقهبندی زبانی، هویت اجتماعی و محل سکونت تمایز میگذارد.
پهنهها و استانهای اصلی. کانونهای دیرپای فارسی نو را میتوان در فلات مرکزی، خراسان، کرمان و بخشهای بزرگی از جنوب و جنوبغربِ داخلی دنبال کرد. امروز فارسی در استانهای تهران، خراسان رضوی و جنوبی، اصفهان، یزد، کرمان، فارس، قم، مرکزی و سمنان حضور بسیار پررنگی دارد؛ اما در همین پهنهها نیز گویشهای مرکزی، لری، ترکی، کردی، بلوچی، عربی، سمنانی و زبانهای دیگر در کنار آن زیستهاند. نقشههای زبانی باید در مقیاس شهرستان و آبادی خوانده شوند، نه با رنگکردن کامل یک استان. نام «فارس» در اینجا نشاندهنده یک حوزه قومیِ بسته نیست و با حوزه تاریخی زبان و فرهنگ فارسی نیز همپوشانی کامل ندارد.
شهرها و شهرستانهای مستند. برای معرفی مراکز عمدهای که فارسی زبان غالبِ ارتباط شهری یا زبان بومی بخش بزرگی از جمعیت آنهاست، میتوان از تهران، ری و شمیرانات؛ مشهد، نیشابور، سبزوار، تربتحیدریه و بیرجند؛ اصفهان، کاشان و نجفآباد؛ یزد، اردکان و میبد؛ کرمان، رفسنجان و سیرجان؛ شیراز، مرودشت و جهرم؛ و نیز قم و اراک نام برد. این فهرست، «شهرهای فارسنشینِ خالص» نیست. برای نمونه، کلانشهرهای تهران و مشهد مقصد مهاجرت گروههای متعدد بودهاند، و کاشان، سمنان، جهرم یا آبادیهای پیرامون هر یک گونههای محلی و تاریخ زبانی خاص خود را دارند. به همین علت از نسبتدادن محلههای معین به یک قوم، بدون پژوهش میدانی معتبر، خودداری میشود.
پراکندگی شهری و مهاجرت. تمرکز اداری، دانشگاهی و صنعتی در تهران، کرج، اصفهان، شیراز، مشهد، قم و شهرهای جدید پیرامون آنها، خانوادههای فارسیزبان را از استانهای گوناگون جذب کرده است. در همان حال، فارسیشدن زبانیِ نسلهای مهاجر لزوماً به معنی تغییر خودشناسی قومی آنان نیست. در شهرهای بزرگ ممکن است زبان خانه، زبان شبکه خویشاوندی و زبان عمومی سه وضعیت متفاوت داشته باشد؛ از این رو داده زبانِ رایج را نباید خودکار به داده قومیت تبدیل کرد.
یادآوری روششناختی. سرشماری عمومی ایران معمولاً جدول تفصیلی و قابل اتکایی از قومیت در سطح محله منتشر نمیکند. پس این فهرست برای نشاندادن کانونها و مسیرهای تاریخی و شهری است، نه تعیین مرز مالکیت قومی. سکونت در همه استانها و تقریباً همه شهرهای نامبرده مختلط است، مرزهای زبانی تدریجی و متغیرند، و هیچ شهر یا شهرستانی در این متن بهصورت انحصاری به فارسها نسبت داده نمیشود.
منابع: ایرانیکا: بررسی عمومی مردمان ایران؛ ایرانیکا: فارسی نو آغازین؛ ایرانیکا: جغرافیای سیاسی ایران؛ اطلس زبانهای ایران.
