
زبان و فرهنگ
زبان و فرهنگ آشوریان و کلدانیان ایران را باید در پیوند میان خانه، کلیسا، مدرسه، چاپ و مهاجرت مطالعه کرد. این دو نام همیشه دو جمعیت کاملاً جدا را نشان نمیدهند: «کلدانی» غالباً وابستگی به کلیسای کلدانی کاتولیک را برجسته میکند و «آشوری» میتواند نام قومی یا فرهنگی باشد. افراد و خانوادهها ممکن است خود را به یکی یا هر دو نام معرفی کنند. بنابراین این صفحه هیچ نام کلیسایی را بهجای خودشناسی اشخاص نمینشاند و تفاوتهای درون جامعه را حفظ میکند.
سورث و میراث سریانی
زبان سنتی بسیاری از خانوادهها گونههایی از آرامی نوِ شمالشرقی است که با نامهایی مانند سورث، آشوری یا کلدانی شناخته میشود. گونهٔ ارومیهای در تاریخ فرهنگی ایران جایگاه برجستهای دارد، اما گفتار روستاها، شهرها و خانوادههای مهاجر یکسان نیست. این زبانهای زنده را نباید با سریانی کلاسیک یکی گرفت. سریانی کلاسیک زبان مهم نیایش، سرود، نسخههای دینی و دانش کلیسایی است؛ در حالی که سورث زبان گفتوگو، داستان، شعر نو و بخشی از رسانهٔ معاصر بوده است.
چندزبانگی از ویژگیهای دیرپای این جامعه است. فارسی زبان آموزش و ارتباط عمومی در ایران است و در آذربایجان غربی تماس با ترکی آذربایجانی، کردی و زبانهای همسایه نیز رخ داده است. مهاجرت به تهران، خوزستان و خارج از ایران زبانهای تازهای را وارد زندگی خانوادگی کرده است. پس استفاده از فارسی یا زبان دیگری، بهتنهایی نشانهٔ کنارگذاشتن هویت نیست؛ همانگونه که دانستن سورث وابستگی کلیسایی شخص را تعیین نمیکند.
چاپ، آموزش و ادبیات
ارومیه در سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم یکی از کانونهای مهم چاپ و آموزش سریانی نو شد. مدرسهها، چاپخانهها و نشریات، گفتار محلی را وارد نگارش کردند و زمینهٔ تولید شعر، نمایش، کتاب درسی، ترجمه و روزنامهنگاری را گسترش دادند. این تجربه فقط دینی نبود؛ نویسندگان دربارهٔ آموزش، اخلاق، تاریخ، جامعه و زندگی روزمره نیز نوشتند. جنگ، آوارگی و مهاجرت این شبکه را گسست، اما سنت ادبی در تهران و در شبکههای برونمرزی ادامه یافت.
آیینها، موسیقی و زندگی جمعی
کلیسا، خانواده و انجمنهای محلی سه فضای اصلی انتقال فرهنگ بودهاند. کریسمس، عید پاک، روزهای قدیسان، روزهها، غسل تعمید، ازدواج و آیینهای یادبود با سنت هر کلیسا و هر خانواده تفاوت دارند. سرود سریانی، خواندن متون مقدس، موسیقی جشن، خوراکهای مناسبتی و شیوههای مهمانداری بخشهایی از این زندگیاند. نباید یک رسمِ ثبتشده در روستایی خاص را به همهٔ آشوریان و کلدانیان ایران تعمیم داد.
کلیساهای تاریخی ارومیه، سلماس، تهران و دیگر شهرها فقط بنای مذهبی نیستند؛ آرشیو خانوادگی، کتیبه، نسخه، موسیقی و خاطرهٔ جمعی را نیز در خود یا پیرامون خود حفظ کردهاند. در معرفی این میراث باید میان بنای فعال، بنای تاریخی و مکانِ ازمیانرفته فرق گذاشت. همچنین انتشار تصویر آیینهای خصوصی، اسناد خانوادگی یا سنگنوشتهها بهتر است با اجازه و شرح دقیق محل و تاریخ انجام شود.
پیشنهاد برای مستندسازی
پروندههای آینده میتوانند صدای گویشوران نسلهای مختلف، تفاوت سورث و سریانی کلاسیک، تاریخ مطبوعات ارومیه، موسیقی کلیسایی، خوراکهای مناسبتی و تجربهٔ مهاجرت را جداگانه بررسی کنند. هر مصاحبه باید نامی را که راوی برای هویت و زبان خود برمیگزیند ثبت کند. چنین روشی زبان و فرهنگ را پدیدهای پویا نشان میدهد و از فروکاستن جامعهای متنوع به یک برچسب ثابت پرهیز میکند.
منابع: Encyclopaedia Iranica — Assyrians in Iran: The Assyrian Community؛ Encyclopaedia Iranica — Literature of the Assyrians in Iran؛ Encyclopaedia Iranica — Aramaic in Iran؛ Encyclopaedia Iranica — Christianity in Iran.
