نشان تاریخ اقوام ایران

تاریخ اقوام ایران

دانشنامهٔ مستند تاریخ، تبار، فرهنگ و مهاجرت اقوام ایران

ارمنی‌های ایران

نمای کلیسای وانک در محله جلفای نو اصفهان، از بناهای شاخص ارمنیان ایران
کلیسای وانک در جلفای نو اصفهان، یکی از مهم‌ترین مراکز تاریخی و مذهبی ارمنیان ایران. عکس: Ninara، مجوز CC BY 2.0. منبع: Wikimedia Commons؛ مجوز: CC BY 2.0.

معرفی

ارمنی‌های ایران یکی از دیرپاترین جوامع مسیحی کشورند و تاریخ آنان هم با سرزمین تاریخی ارمنستان و هم با تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران پیوند دارد. حضور ارمنیان در محدودهٔ ایران امروز یک روایت واحد و خطی نیست: بخشی از آبادی‌های ارمنیِ شمال‌غرب پیشینه‌ای کهن دارند، گروه‌های بزرگی در دورهٔ صفوی به نواحی مرکزی منتقل شدند و در سده‌های نوزدهم و بیستم نیز جابه‌جایی میان ایران، قفقاز و دیگر کشورها ادامه یافت. تهران، جلفای نو اصفهان و تبریز مهم‌ترین مراکز نهادی معاصر بوده‌اند، اما کلیساها، گورستان‌ها و روستاهای تاریخی در آذربایجان شرقی و غربی نیز بخش مهمی از نقشهٔ فرهنگی این جامعه را تشکیل می‌دهند.

هویت و نام

ارمنیان در زبان خود واژهٔ «های» و برای جمع «هایر» را به کار می‌برند و زبانشان «هایرن» نامیده می‌شود. «ارمنی» نام رایج فارسی است. هویت ارمنی در ایران می‌تواند هم‌زمان قومی، زبانی، دینی، محلی و ملی باشد و افراد ممکن است خود را ایرانی، ارمنی و وابسته به شهری مانند تهران، تبریز یا جلفای نو بدانند. اکثریت تاریخی به کلیسای حواری ارمنی تعلق داشته‌اند، اما جماعت‌های کاتولیک و پروتستان ارمنی نیز وجود دارند؛ بنابراین وابستگی کلیسایی را نباید معادل کامل قومیت دانست. همهٔ ایرانیان ارمنی نیز به یک اندازه ارمنی‌زبان یا مذهبی نیستند و تجربهٔ نسل‌ها و خانواده‌ها متفاوت است.

پیشینهٔ تاریخی

روابط فلات ایران و سرزمین‌های ارمنی از دوران باستان آغاز می‌شود و در زبان، سازمان سیاسی، هنر و واژگان دینی بازتاب یافته است. پس از مسیحی‌شدن ارمنستان در اوایل سدهٔ چهارم میلادی، مرزهای سیاسی بارها تغییر کرد، اما رفت‌وآمد بازرگانان، روحانیان، صنعتگران و خاندان‌های محلی ادامه یافت. در شمال‌غرب ایران، کلیساها و صومعه‌هایی چون تادئوس مقدس، استپانوس مقدس و زورزور نشانه‌های این تاریخ طولانی‌اند؛ با این حال قدمت یک بنای مذهبی را نباید به‌تنهایی گواه جمعیت پیوسته و بدون تغییر در همهٔ دوره‌ها دانست.

نقطهٔ عطف مهم در اوایل سدهٔ هفدهم رخ داد. شاه عباس یکم در جریان جنگ با عثمانی و سیاست تخلیهٔ نواحی مرزی، ساکنان جلفای کنار ارس و گروه‌های دیگری از ارمنیان را به درون ایران کوچاند. این جابه‌جایی اجباری با رنج و تلفات همراه بود. بخشی از کوچانده‌شدگان در اصفهان در محله‌ای که «جلفای نو» نام گرفت اسکان یافتند. بازرگانان جلفایی شبکه‌هایی از روسیه و اروپا تا هند و جنوب‌شرق آسیا ساختند و در تجارت ابریشم و انتقال کالا، اعتبار و خبر نقش برجسته‌ای داشتند. کلیساها، مدرسه‌ها، کارگاه‌ها و نسخه‌های خطی جلفای نو حاصل فعالیت جامعه‌ای بود که در عین برخورداری از برخی امتیازهای اقتصادی، در برابر مالیات، مداخلهٔ حکومتی و ناامنی نیز آسیب‌پذیر بود.

در دورهٔ قاجار، جنگ‌های ایران و روسیه و عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای مرز سیاسی تازه‌ای در قفقاز ایجاد کرد و مهاجرت ارمنیان در دو سوی ارس را افزایش داد. تبریز به سبب تجارت و نزدیکی به قفقاز مرکز مهمی باقی ماند و تهران به‌تدریج جمعیت و نهادهای ارمنی بیشتری جذب کرد. از اواخر سدهٔ نوزدهم، مدارس، چاپخانه‌ها، انجمن‌های خیریه، گروه‌های نمایشی و مطبوعات ارمنی گسترش یافتند. در قرن بیستم، تحولات اقتصادی، جنگ‌ها، سیاست‌های آموزشی و سپس مهاجرت پس از انقلاب ۱۳۵۷ ترکیب جمعیت را دگرگون کرد؛ با این همه کلیساها، مدارس و انجمن‌های جامعه در ایران به فعالیت ادامه داده‌اند.

جغرافیای سکونت

آذربایجان تاریخی، از ماکو و خوی تا جلفا، تبریز، ارومیه و سلماس، محل شماری از مهم‌ترین بناها و آبادی‌های ارمنی بوده است. جلفای نو در ساحل جنوبی زاینده‌رود کانون دینی و فرهنگی ارمنیان اصفهان شد. در قرن بیستم، تهران بزرگ‌ترین مرکز جمعیتی و سازمانی جامعه گردید و محله‌ها، کلیساها، باشگاه‌ها و مدرسه‌های گوناگون در آن شکل گرفت. خانواده‌هایی نیز در اراک، رشت، آبادان و شهرهای صنعتی زندگی کرده‌اند. کاهش جمعیت برخی روستاها یا مهاجرت شهرنشینان به خارج از کشور به معنای از میان رفتن ارزش تاریخی این مکان‌ها نیست.

زبان

ارمنی شاخه‌ای مستقل از خانوادهٔ هندواروپایی است و خط ویژهٔ آن در اوایل سدهٔ پنجم میلادی تدوین شد. گونهٔ غالب در ایران معاصر ارمنی شرقی است، هرچند گویش‌های محلی جلفا، آذربایجان و دیگر نواحی در گذشته تنوع بیشتری داشتند. تماس طولانی با فارسی و ترکی آذربایجانی در واژگان و شیوهٔ گفتار اثر گذاشته و خود زبان ارمنی نیز وام‌واژه‌های فراوان و کهنی از زبان‌های ایرانی دارد. بسیاری از ارمنیان ایران دوزبانه‌اند؛ فارسی زبان آموزش عمومی و ارتباط فراگیر است و ارمنی در خانواده، کلیسا، مدرسه، مطبوعات و فعالیت‌های فرهنگی به کار می‌رود. میزان انتقال زبان به نسل‌های جوان یکسان نیست.

فرهنگ و جامعه

کلیسا، مدرسه، خانواده و انجمن‌های ورزشی و خیریه از پایه‌های سازمان اجتماعی بوده‌اند. عید میلاد و ظهور مسیح، عید پاک، آیین‌های تعمید و ازدواج و زیارت سالانهٔ تادئوس مقدس در حافظهٔ دینی جای دارند. معماری کلیساهای جلفای نو آمیزه‌ای از سنت‌های ارمنی و محیط هنری صفوی را نشان می‌دهد. چاپ، عکاسی، تئاتر، موسیقی، صنایع دستی، معماری، ورزش و تجارت عرصه‌هایی بوده‌اند که ایرانیان ارمنی در آن‌ها نقش داشته‌اند. روزنامهٔ ارمنی‌زبان «آلیک» از نهادهای شناخته‌شدهٔ فرهنگی تهران است. خوراک و آیین خانوادگی نیز هم از سنت‌های ارمنی و هم از زندگی در مناطق مختلف ایران تأثیر گرفته‌اند و نباید به چند نماد ثابت فروکاسته شوند.

پراکندگی و وضعیت معاصر

مهاجرت به ارمنستان شوروی، اروپا، آمریکای شمالی و سپس ارمنستان مستقل در چند موج رخ داده است. جنگ، تحصیل، کار، پیوند خانوادگی و دگرگونی‌های سیاسی و اقتصادی هر یک نقشی داشته‌اند. شبکه‌های مهاجران با کلیساها، مدرسه‌ها و خانواده‌های داخل ایران ارتباط دارند و هویت «ایرانی‌ـ‌ارمنی» در موسیقی، زبان و خاطرهٔ شهری ادامه یافته است. در نظام حقوقی ایران، مسیحیان ارمنی جزو اقلیت‌های دینی شناخته‌شده‌اند و دو کرسی مجلس برای ارمنیان شمال و جنوب در نظر گرفته شده است؛ با این حال شناسایی رسمی را نباید به معنای یکسان‌بودن تجربهٔ حقوقی و اجتماعی همهٔ اعضای جامعه دانست.

نکات پژوهشی

  • میان حضور تاریخی در یک منطقه، تداوم یک جماعت محلی و جمعیت امروزی تفاوت گذاشته شود.
  • کوچ صفوی جلفا جابه‌جایی اجباری بود؛ موفقیت بعدی بازرگانان نباید رنج آن را پنهان کند.
  • قومیت، زبان و وابستگی کلیسایی سه مقولهٔ مرتبط اما غیرهمسان‌اند.
  • آمار جمعیت تنها با ذکر سال، تعریف و منبع قابل استفاده است.

منابع برای مطالعهٔ بیشتر